ترس از گفتن
786
در امتداد نگاهي ملتمسانه در گير عشق گشتن خيلي خنده دار خواهد بود زماني كه اين نگاه اولين نگاه ملتمسانه اي نيز بوده باشد.
در امتداد هر نگاهي نتيجه اي خفته است اين نتيجه ها هستند كه بنيان يك رابطه را خواهند ساخت .
روزگاران غريبي هست كه در گير احساسات غم انگيزي هستيم كه به آن در اصطلاحات عاميانه خماري اطلاق ميشود .اگر اين خماري يك نگاه هست من داوطلبانه خود را غرق در اين افيون خواهم كرد افيون فقط مصرف كردني نيست افيون ديدني است و اين افيون ما را در خود غرق كرده،اين نميدانم چه ما را با خود ميبرد واقعا من اگر اسير اين احساس كه اگر چه غم انگيز نباشم بايد چه كنم شرايط پيرامون ما را از اين همه بي قراري رها ساخته ولي رهائي واقعي در پس يك اسارت مقدس نهفته است اسارتي كه خواسته اي است به واقع خود نفس كه در پسش بيشترين لذتها نهفته است ،نميداني لذت يك نگاه عاشقانه لذت يك گناه عارفانه چه طعمي دارد .....
ميخواهم از خودم بگريزم و به تو پناهنده شوم اين بهترين و بزرگترين و مشهورترين كار ي است كه ميتوانم براي تو و در حق اين عشق افسار گسيخته به انجام برسانم.....
قسم به تو و هر چه نشاني است بر تو دوستت دارد!!!
پ.ن:
بهترین ها بدرقه راهتان......
شاید یک روز برای آن واقعه که باید اتفاق بیفتد آماده باشیم!!