عدو شود سبب خیر
786
در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد
و میتراشد.
اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين
دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند
و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان
سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر
هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط
شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس
که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد
میافزاید.
(صادق هدایت )
من از تو ممنونم كه با جان دل حرفهايم را گوش كردي ولي با زدن دست رد بر سينه ام احساس غم انگيزي نسبت به همه چيز پيدا كردم و اين احساسات من است كه مينويسم ...
من از نداشتن آنچه كه نميدانم چيست و تو آن را در من نديدي از خودم دلگيرم...
از محبتهاي پوشالي از ترس هاي غير واقعي كه به واسطه نگاه به آينده در دلم پيدا ميشود در هراسم و هزاران هزار بار نفرين بر اين ترسها و نفرين بر سرگذشت غم بارآنان كه با نيم نگاه از خود بي خود ميشوند و با هزار هزار نگاه هم بر نميگردند!!
درد به تعبيري واكنشي هست كه ما نسبت به هر نوع محركي كه به ما آسيب بزند داريم حالا با درد تنهائي و درد بزرگتري چون دلبستگي چه كنم چه بايد بكنم و........
كاش هرگز در آن موقف نبودم كاش هيچگاه نگاهم با نگاهي كه نميدانستم چيست در گير نميگشت و كاش كه كاش كه كاش اما من ديدم و همان ديدن مرا وادار به خواستن كرد خواستني كه ميتوان آن را مقدس شمرد ولي ...............
در واقع احساس بدي هم نيست چون اين درد نشان از بيداري است كه بايد ادم ها داشته باشند.....
در حقيقت من از تو دلگير نيستم من از خودم و...........خودم و........... دلگير ترم چون تو تمام حرف هايم را گوش كردي.....
ميخواهم از بودنت بنويسم....
بودن تو را با هيچ چيز نميتوانم تفسير كنم پس بودنت بهترين ها بود....
احساسات را براي اولين بار به كناري گذاشتم و به عقلانيت بهاي بيشتري دادم .....
تو را براي آنچه واقعيت بود خواستم
بهترين احساساتم را در تو خلاصه ديدم..........
براي اولين بار به آينده نگاهي كردم به خودم و آنچه كه نداشتم واقف گشتم و سعي خواهم كرد انچه تو ميخواستي و من نداشتم را به دست آورم.....
بهترين چيزي كه دارم اسودگي خيال است كه از بابت تو به دست آوردم.....
در هر جا كه باشي مهم نيست هاتف نگهبانت باشد.....
پ.ن:
لطف خدا بيشتر از جرم ماست
نكته سر بسته چه داني خموش
برای ما دل نسوزانید...