مکرر
چهار قانون زندگي
مردي پيري بود كه احساس ميكرد عمرش به سر رسيده است.بنا بر اين فرزندانش را صدا كرد و به آنها گفت: من از دارائي دنيا چيزي ندارم كه به شما بدهم ،اما چهار قانون زندگي را برايتان ميگويم كه اگر بنا بر آن زندگي كنيد از شاد ترين مردمان خواهيد بود. بدانيد كه شادي نياز اساسي انسان است.
نخست:هرگز از چيزي كه ديگران ميگويند نترسيد ((آنها)) فقط در ترسها و تخيل شما وجود دارند،كاري را كه ميكنيد مهم است.كاري كه تشخيص ميدهيد درست انجام دهيد،انگار كه در حضور زنده و حاضر خدا هستيد.آنگاه به خود بگوئيد :(بگذار هرچه ميخواهند بگويند!)
دوم:به دنبال چيزهاي مادي نباشيد.گرچه به نظر ميرسد كه شما صاحب ماديات ميشويد،اما اين ماديات هستند كه صاحب شما ميشوند. هرچه بيشتر داشته باشيد ،آزادي شما كمتر است.هرگز آزادي خود را تسليم نكنيد و هميشه از زندگي چنان كه هست و پيش ميآيد لذت ببريد.
سوم:چيزهاي جدي را آسان بگيريد و چيزهاي آسان را جدي،چرا كه در واقع اين كارهاي آسان و سبك هستند كه به شمار ميآيند.
چهارم: هر اندازه كه ميتوانيد بخنديد و هميشه پيش از هر كس به خودتان بخنديد.در هر كسي موضوعي خنده آور هست،پس بدون تعصب به خود نگاه كنيد و از تمسخر و سرزنش ديگران نترسيد........... جی پی واسوانی
پ.ن:
شاید گذشت زمان مرا لازم باشد
احساس زیبا
دل تنگ آن ثانیه ها
انسان دشواری اندیشه است!!!!!