786

زندگي دستخوش فراز است و نشيب دلها در پرتو نور خداست كه آسايش ميگيرد ولي تو گو ئي كه اين دل ما در پناه هيچ نوري نيست كه آرامش باشد.

احساس چيزي نيست كه بتوان آن را خريد احساس در حقيقت همان احساس است كه به واسطه چيزي كه به آن كشش اطلاق ميشود به وجود مي آيد.

حالا كه آن اتفاق را سبب نبودي حالا كه تنهائي را بر ما فروختي ديگر نميدانم با چه رو در برابر تو حاضر شوم.

ميترسم كه شروع زندگي جديدم شروع دوران ديگر شروع دوباره تو باشد با تمام دلايل عاقلانه اي كه براي نبودن تو وجود دارد ولي هنوز بودن تو را ميفهمم.

غرور آدمي تباهي آدمي است و اين قدرت مطلق را ميتوان در خدمت گرفت و ميتوان مغرور بود و لي در اوج تواضع و فروتني.

به واقع من از درون خود رضايتي ندارم و خيلي پيش مي آيد كه احساسات بد به سراغم مي آيد و من را براي بدترين چيزي كه ميتوانم باشم مهيا مسازد...

نوشتن از احساسات بد و به زبان آوردن آن و در ميان گذاشتن خود است كه بار اين حقارت ها را از من دور ميسازد.

انسان دشواري وظيفه است !!

اين كلام  مرا وادار به زندگي ميكند كه شايد از ترس ادامه آن باشد كه ادامه ميدهم......

لج بازي با چه كس و تا كجا آيا من از خودم فارغ گشته ام آيا من خودم را به زير پاي خود انداخته ام آيا من .....

ترس كه ريشه در بي ايماني افراد دارد مرا در خود فرو برده و به واسطه آن است كه مينويسم تا خلاصي يابم از احساسات بدي كه به آن فكر ميكنم.شايد اگر موقع ديگري بود كه جوابي اينچنين ميشنيديم آن كار ميكرديم كه خود هم ميدانينم حلال مشكلات ما نيست.

به واقع انسانها فكر ميكنند كه به يك مقوله عاشقانه نگاهي عقلاني دارند ولي حقيقت آن است كه عقل در وجود يك حس دوست داشتن وجود ندارد اما از آنجا كه دلش ميخواهد ژست آدمي را بازي كند كه عشق را در يد عقلانيت گرفته با ماسك زيبائي از عقلانيت به زندگي زير زميني و تاريك خود ادامه ميدهد...

من فقط مينويسم و اقرار ميكنم تا ....................................

پ.ن:

میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت تبریک و تهنیت باد

خسته ام!