۷۸۶

خدايا من در تنهائي خود خلوتي بس غم انگيز دارم خلوتي كه شايد تو در آن هستي و من به واسطه درك ناقصم از خود تو را نميبينم........

نميدانستم كه چنين است كه بايد روزي بنشينم  و از تو سوال كنم كه نامت چيست نام تو را من از بر بودم از تمام وجود ميدانستم كه تو چه بوده اي و چه هستي من بايد كه از خود فارغ ميشدم تا به واقع به اصل هر چيز يكه نفس انساني است دست بيابم ...

از خودم كه در لحظه هاي غم انگيز جدائي اسيرم و از تو كه نميدانم چرا تونخواستي در كنارم بودن را باشي!!!!

از تكرار حادثه اي غم بار به نام عدم رضايت  و یا نداشتن تو و یا نبودن من شايد اينها درد دلهاي عاشقانه اي است كه وا گويه كردنش بسيار سخت باشد و لي من ياد گرفته ام كه هر چه را كه نميتوانم به عينيت در بياورم و هر چه را كه نميتوانم به كسي بگويم بنويسم نوشتن مرا از خود و در كل به خود وادار ميكند تا به تو بپردازم .

من در پرتو تو بود كه احساسي سرا پا شور و شوغ گرفتم تو را ديدن تمام نيروي من شدن بود من در تو خلاصه گشتن خودم را ديدم باعث شدم تا به آينده كه سالها بود با آن رابطه خوبي نداشتم برسم و توجه كنم من از خودم گريختن را به واسطه ديدن تو آغاز كردم .

میداني كه من سالها در دل تاب يافتن چون توئي را ميپروراندم  و آن روز كه تو را براي اولين بار در سرگذشت غم انگيز خود ديدم تو را احساس غم انگيزي براي خود بر شمردم كه به من ماهيت انساني فرا زمييني را ميداد كه ميتوانست  در پر تو عشق تو  و ياد تو به نيروي براي جهش به آینده مبدل گردد.

من  در كنار تو بود که  سرا پا شور و شوق بودم غافل از آنكه تو مرا هيچگاه نخواستي و اين زبان شيواي تو و آن دلنشين نگاهت مرا با خود برده به آنجا كه به آن ميگويند نهان خانه روزگار عاشقانه جایگاه خلوص معنوی عاشقانه که معنی واقعی دوست داشتن هر چیز  است که تو آن را با دیده دل دیده ای!

تو رفتي و من در پس آن نگاه و در پس آن سوال غم انگيز كه نام تو بود گرفتارم شايد من ديوانه اي بيش نباشم ولي من ديوانه هم گر هستم دوست دارم تا ديوانه وار ديوانه تو باشم چنان كه شبها براي گذر از مامن تو دل به هزاران رسوائي ها ميدهم و می آیم فقط براي نگاهي در نگاه آنچه كه تو آن را ديده اي و يا سالهاست كه با آن بوده اي ..

من عاشقانه و يا شايد از ترس دوست داشتن تو بود كه به تو آن چه نبايد ميگفتم را گفتم من تو را دوست دارم و اين همان نگارش من بود كه با تو آغاز گشت و با تو نيز به پايان خواهدد رسيد..

پ.ن:

باز هم متنی در دل تنهائی ها

اولین شب از شب قدرهای امسال نزدیک است

اگر  سنگ دلتان شکست ما را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید