۷۸۶

ای دل ساده بکش درد که حقت این است
از زمانه بشو دلسرد که حقت این است
هرچه گفتم نشو عاشق نشنیدی حالا ...
همچو پاییز بشو زرد که حقت این است
دیدی اخر دم مردانه به جز لاف نبود
بکش از مردم نامرد که حقت این است
انچه بر عاشق دلخسته روا دانستی
فلک اخر سرت اورد که حقت این است

پ.ن:

قصه بی بازگشتی است این زندگی

مگر میشود که.......

تلخی این روزهای هجران شاید ....

یه حس عجیب به همه چی