۷۸۶

رابطه اي براي فردا يعني گذشتن از وجود امروز و شروع تاريخي فردا كه همواره در گذر از بي هويتي خود ما را مهيا يك سفر بزرگ ميكند سفر به ماورا خود و تماس با خود واقعي كه سالهاست به باد فراموشي سپرده شده است  و شايد شروعي باشد بر آخرين پايان خود كه ديگر براي خود بودن دير زماني است زود شده! زندگي در تغير و تحولات بزرگ خود همواره از عقب به جلو باز خواهد گشت اگر ديرتر از آنچه فكرش را بكني از خواب بيدار گونه كه در غفلت به سر برده اي بيدار شده باشي بيداري براي آن كس كه هنوز خودش را در لذت خوابيدن مي بيند چه بسا كار بسيار دشواري خواهد بود  و لذت اين بيدار شدن شايد در ادامه خوابيدن از دست رفته باشد اما لذت بزرگي است پا بر روي خطرات احتمالي به خواب زدن خود گذاشتن شايد بزرگتر از هر چه تا به آن لحظه از لذت ها فهميده است بوده باشد ! لذت بزرگي است درك معناي واقعي خواب و بيداري پس از يك خوابيدن ساده لذتي كه معناي آرامش را ميفهماند منتها در.....

پ.ن:

گذشتن را گذشتن گذشتن است اما!

شروع و پایان یکی است که باید ....

انتهای امروز فردائی است در انتهای امروز!

تنهائی این روزها وجودی ندارد

درک بزرگی از یک کلمه شاید دشوار نیست

در زندگی افراد دو راه وجود ندارد

گاهی ما با کلمات عشق را نابود میکنیم!

گاهی کلمه ها تنها کلمه اند

با گفتن خلاص میشوند پس بگو ؟

*********

آن ...... بنده ....خداوند است

دوستت دارد

دوستت داشته 

**********

محض اطلاع آن رفیق و نارفیق التماس نکن

رنج بزرگی چون تمایل و درگیری غرور و احساسات!!!!