۷۸۶

زمان براي  ما ايستاده است  همه چيز در حالت سكوت فرو رفته هيچ احساسي نيست كسي خبري از آن احساس ندار! در شلوغي آن خيابان چشم ها به دنبال حقيقت بود همه چيز در تكاپوي خود بود هيچكس نميدانست  كه اتفاقات زيادي براي انسان در آن روز افتاده هيچ كس و هيچ كس براي آن عده از انسانها كه فكر ميكنند دوست داشتن و دل بريدن ساده است فقط يك راه وجود دارد بي توجهي ذهني چون آنها به دوست داشتن ظلم روا داشته اند من به دنبال واقعيت يك كلمه نيستم چه بسا كه كلمه ها ما را بيچاره كرده اند ! من به دنبال خود هستم كه در لا به لاي كلمه ها جمله و خنده ها گريه ها و احساس تنهائي ها گم شده است ميگردم تا براي آخرين بار بار سفر از آن شهر را ببندم تا به واسطه ديدن شنيدن و حتي گفتن قادر به ادامه راه كه هيچ كس انتهايش را نميداند نباشم .همه جا سكوت است عده اي در حركت عده اي ايستاده اند و رفتگري كه در حال جارو زدن آن خيابان است دوستان از همه چيز ميگويند موزيك ملايمي پخش ميشود و چه رندانه امشب تمام موزيك ها خلاصه در نميدانم شايد به تو مي انديشم! به عقيده من بزرگترين بي فكري همان فكر كردن است و من داشتم فكر ميكردم براي تهي شدن و خنده ام گرفت از بيداري خودم و خواب افراد پشت آن ديوار و شايد بيداري آنها و خواب غفلتي كه من در آن به سر برده ام خوابي كه با كلمه اي از روي ترس شروع شد و با كلمه اي از روي عشق پايان همه جا را سكوت فراگرفته  تك تك دوستان براي ما ترسيده اند آنها ميخواهند ما را ادامه راهي كه حقيقت دارد باز بدارند چرا هيچ كس آگاهي ندارد! راه و راهها همگي وسيله اي هستند براي ما و هر انساني در راهي كه قرار ميگيرد نا خواسته تعهداتي را براي خود بنيان مينهد كه فقط با يك كلمه و يك جمله نميتوان آن را پايان داد و نميتوان همه چيز را ناديده گرفت انسان بودن و انسانيت حول محور خدا گونه بودن است آيا ما تلاش كرديم كه  از غفلت بيرون بيائيم آيا خواستيم خداوند را خشنود گردانيم حتي با..........حقيقت نگهدارتان

پ.ن:

هنوز برای خیلی ها دیر نشده

منتظر یک .........

محتاج دعائیم