۷۸۶

گرفتار تلخي گذشت روزها و شب ها گرفتار تنگي چشمهاي منتظر تاريكي راههاي بي قرار و اينك انسان كه در انتهاي دنياي غير واقعي گرفتار يك كلمه ساده مانده است كه گفتنش به اندازه تمام دنيا ي اين روزها سخت است و نگفتن بهترين درمان است براي انتظار!

شهادت كلمه ها نويد حيات دوباره بوده در انتهاي يك خيابان كه از آن طرف كه بيائي ابتداست و آنجا دلها همه مشتاق است براي ديدن و شنيدن گاهي توهم بزرگي است گذشتن و گاه واقعيت تاريكي است ايستاده همه چيز در صداي درختان در عبور و مرور انسانها گرفتار سكوت آنجا است و هيچ جنبنده اي را قدرت شكستن سكوت نيست همه چيز غرق ماتم است و من نميدانم گاهي چگونه خودم را به آنجا رسانده ام شهر من شهر آسايش در تنهائي است ايجاد خانه ها نماد تاريكي دوران بود و من براي آن كوشش ها كردم تا فارغ باشم از حرف ديگران  ! گاهي دل تنگ است گاه دلها سنگ است و هر چه بايد شكستن را ادامه داد حالا همه بر نشكستن خود پا ميكوبند كه كوبيدن پا با دل تنگي انسان هماهنگ است و دوران در دوران ناتمام باقي مانده است و من گرفتار هجوم ساعتها هستم كه در بي بيهودگي خود نماد گذشت زمان است و بي خبري از صاحب ايام  ! بر ابتدا و انتها راهي نيست كه گشوده نشود اما كاش گشوده شدن راه دير شدن خودش را به همراه نداشته باشد كه انسان خسته خواهد بود از تنهائي و از تاريكي اينجا حقيقت مفهوم غير واقعي دارد از خود اينجا هنر واقعي در شكستن خلاصه است و نشكستن هنر به حساب نيامده  گرفتار هجوم بودن را چه كسي درك خواهد كرد هيچ! ايستاده به روي ديوار شنيده ناله هاي پشت ديوار و آنجا هيچ كس منتظر نيست همه جا در روشنائي چراغ خانه مان روشن است از تاريكي ميترسم كه ترسيدن آخرين پناه من باشد براي نشكستن كه انسان دلش به اندازه ستاره ها ميخواهد كه بشكند اما امان از قوانين قاعده ها و تمام آنچه انسان را باز داشته است. باشد كه هدايت يافته باشيم از تاريكي دوران! تقديم به آنانكه جان مطلب را گرفته اند

 حق كه برترين راه روي ديوار است نگهدارتان

پ.ن:

هیچ کس بد نیست مگر خلاف آن ثابت شود!

تکرار بیهوده نیست تکرار اندیشه بزرگ است!

تعلق یک شبه از بین نرفته یک شبه هم بدست نیامد!

تعهد یک اندیشه بود که تعمد خواندش!

آنچه گفته بود حقیقت داشت اما ترس ها واقعی تر بود!

هیچ کس نمیداند که چه میکشد انسان!

با هزاران آرزو گذشتن عیب نیست !

روزها و شب هایم انتهائی است!

من با ابتدا و انتها گره خورده ام چاره ای جز گذشتن نیست

نغمه ها بهاری است دلها پائیزی

دعا همواره لازم است ..