۷۸۶

روزي كه دغدغه ها به پايان خواهد رسيد روز رهائي از جريان تلخ تنهائي روز آزادي انديشه روزي كه فكرم براي پيدا كردنش دويد !

گاهي براي پيدا كردن خود بايد گم شد از بودن بايد مخفي شد تا خود ديگر در رخوت انسانيت تو به بيرون بريزد! من اينك براي تماشاي خودم در ديگري به پا خواسته ام تنها كاري كه كردم ايستادگي بود و نشستن در بارگاه يك انسان كه فقط گفت بايد دوست داشت بايد خواست اسير بودنش بود و گرفتار دقيقه هائي كه از نبودش درد ميخيزد! جمله ها حاوي نكته هاي تاريكي بود از روزگاري كه انديشه براي اوبود ، خود نبود براي جاني بوده كه با ديدنش روان گرفتار حضور شيرينش گشت و خرد در بي محتوائي خويش مرا با خود برد تا درگير وجودش باشم و راهي را بروم كه گاهي پايانش مشخص نبود! و اينك زمان گذشت يك سال يك روز ديگر از آن همه روز كه براي بودنش فقط دعا كردم همين ميگذرد و من مانده ام با دلي لبريز از اشتياق خواستن كه فقط و فقط از براي بودن با او بود كه ميخواستم همين...

شكر حق ايام اين روزها به كام دل هاي مشتاق است شكر حق كه با بودنش لبريز تشكر از هاتفم كه من با نبودش هم هاتف را.........

تقديم به آنانكه جان مطلب را گرفته اند

پ.ن:

آنچه که لازم است دعا است!

ایستادگی راه بزرگی است..

برای فهمیدن است که نباید دید...

گاهی فقط هاتف  میداند و من

هاتف معجزه را نشانم داد

برای بیماران دعا لازم است

دعا همواره لازم است