تکراری از آن گذشته و حرف های حرف!
786
خیانت به واپسین کلمه های عاشقانه مرگ و عبور از خود به لایتناهی روزگار !
گاهی همه چیز دست به دست هم داده و ما را از امتداد راهها باز خواهند داشت دنیا سرنگون کلمه های ماست جهان ما از پس نخواستن ها مملو اشک بود اما در منتهای آن روز قبل از آن شب همه چیز پایان یافته بود اما باورش برای انسان هرگز باور نبود و باور نخواهد هم بود!
عمق جمله های گفته شده جز از راه تعمق در درون برای انسان قابل درک نیست باشد که روزگار از بازی بزرگش دست بشورد و از ترکیب های تلخ خودش با خودش رها بوده باشد . روزگار گاهی از متن های گذشته رها شده است و آینده در آینده بی گذشته خلاصه میشود نگاه به گذشته مرگ است آینده و حال درگیر آینده!
تقدیم به آنانکه جان مطلب را گرفته اند.
پ.ن:
دعا لازم است
سکوت برای نیست شدگان...
تلخی این روزها شیرین تر از شیرینی گذشته!